![]() |
![]() |
|
| الهی به امید تو نه به امید خلق روزگار |
|
جمعه صبح مورخ ۲۰/۲/۸۷ ساعت ۸ با عجله رفتم دانشگاه دیدم خیلی خلوته اول فکر کردم زود اومدم یه نگاهی به ساعت کردم دیدم نه ساعت که هشته پس چرا اینقدر دانشگاه خلوته؟رفتم تو ساختمان دانشگاه طبقه ی سوم که قرار بود کلاسمون تشکیل بشه دیدم بعضی از بچه های هم کلا سیمون هستند رفتم پیششون پرسیدم چرا امروز اینقدر دانشگاه خلوته گفتن دیشب ساعت ۲شب خوابگاه دخترا آتیش گرفته و همه رو فرستادن بندر و دو روز خوابگاه تعطیله.نگران شدم سریع شماره ی چند تا از همشهریامون که توی خوابگاه بودن را گرفتم تا بالاخره تو خرابی خطها با یکیشون تونستم صحبت کنم از احوالاتشون جویا شدم و درباره ی حادثه پرسیدم گفت الحمدالله به خیر گذشت ولی خیلی وحشت ناک بود علت حادثه را سوال کردم که گفت فعلا نا معلومه و بعد با هاش خدا حافظی کردم.
تا امروز که کلا سمون با تمام نفرات تشکیل شد و همکلاسی های خانم ما به شدت به استادمون که عضو هیات علمی دانشگاه است اعتراض کردن.آنها می گفتن ما به محض آتش سوزی بلافاصله زنگ زدیم به ۱۱۰ و ۱۲۵(آتش نشانی)که ۱۲۵ ۵۰ دقیقه بعد و ۱۱۰ ۷۰تا ۸۰ دقیقه بعد آمدند.به طوری که همسایه هامون آتیش را خاموش کردند و حتی یکی از آنها دستش در آتیش سوخت.حال چه کسی جوابگوست؟آتش نشانی٬منطقه آزاد یا مسولین دانشگاه قشم. وقتی نهاد ها و سازمان ها کار خود را به خوبی انجام نمی دهند از دست ما چه کاری ساخته است. من یک سوال از مسولین منطقه ی آزاد قشم ودانشگاه این شهر دارم که آیا دانشگاهی با بیش ۱۶ سال قدمت در شان و منزلت خود می بیند که خوابگاه دخترانش در طبقه ی دوم یک مجتمع تجاری باشد؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/24ساعت 22:47 توسط ستاره سرخ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من برآنم که دراین دنیا خوب بودن - به خدا –سهل ترین کاراست ونمی دانم که چرا انسان، تا این حد، باخوبی بیگانه است. وهمین درد مرا سخت می آزارد! فریدون مشیری |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|